تبليغاتX
دست نوشته هاي يك ديوانه

دست نوشته هاي يك ديوانه

بستري نكردن گفتن ديوانه نيست ولي خودش ميدونه كه هست

فرهنگ شناسی از نگاه میتی

من به عنوان کسی که تاحالا تا مرز بازگان از این طرف و تا چابهار از اون طرف  پاشو فراتر نذاشته میخوام در مورد مردم سه قاره براتون بحرفم یعنی در واقع بنویسم حالا این اطلاعات رو از کجا آوردم والا زیاد معلوم نیست ولی حاضرم شرط ببندم منبعش موثقه باور کنید

 

اگه یه مشت خارجی اطرافتون دید که هرکی داره ساز خودشو میزنه یکی گوشواره تو گوشش کرده یکی تو دماغش. یکی به موهاش نگین زده یکی به دندان آسیابش یکی به دندان نیشش یکی اصلا خودشو خالکوبی کرده یکی شلوار گشاد پوشیده یکی تنگ یکی موهاش بنفشه یکی سیبلهاشم نزده یکی یه روز چادر می پوشه میاد تو خیابان فرداش استقفرالله ویکینی و این حرفها یکی با دهن باز غذا میخوره یکی اصلا غذا نمیخوره یکی از برج شیشه ای بالا میره یکی خودشو میندازه تو چاله ... در این لحظه شک نکید شما در آمریکا هستید مردم این کشور شاید معتقدند که آدم ها یه مشت موجوداتی هستند که در کنار همدیگر زندگی  می کنند اما هدف هر کدام از این موجودات به تنهایی اینه که زندگی کنند و مهم تر از همه اینکه از زندگی خودشون لذت ببرند پس هرکی هرجور که لذت می بره زندگی میکنه واسه همینه تو این کشور هم لیدی گاگا پیدا میشه هم پرزیدنت اوباما

حالا اگه اطرافتون شاهد آدمهایی بودند که همه تقریبا تو یه مایه هستند سرد و خشک اند و تمایل کمی به برقراری ارتباط دارند مدام درحال روشهای جدید برای استفاده از قاشق چنگال هستند یکی از سر قاشق پر غذا رو می کنه تو حلقش یکی از کنار یکی هم لابد از ته و خلاصه مدام توی توآداب معاشرت حساسند شک نکنید که اونجا چین یا ژاپن نیست بلکه اروپاست اروپایی ها به نظر من آدم های کثیفی هستند ولی فوق العاده ظاهر رو حفظ می کنند همش میخوان بگن ما بهتر از شماییم باورکنید اصلا نازیسم و فاشیست فکر کردید از کجا آمده از همین اروپا . از اونجایی که این اروپایی ها فقط در ظواهر سیر میکنند زیاد تمایلی به دانستن فلسفه ی وجودی انسان و این حرفا ندارند فقط تو فکر گرفتن قاشق چنگال اند

قاره ی سومی که میخوام در موردش حرف بزنم ایرانه (خودم میدونم ایران کشوره و قاره نیست لازم نیست نظرات مطلبم رو برای اینکه از من اشکال بگیرید حروم کنید ولی تمایلی به صحبت درباره ی عرب ها و چینی های خانمان سوز و مغولها و هندی ها ندارم و البته همین ایرانی ها رو بگم انگار همه رو گفتم یه مزیت دیگه اش هم اینه که چون ایرانیم حرفام مستند تره )مردم این کشور در واقع به هیچ چیز اعتقاد ندارند به جز <استغفرالله> هر کاری بخوای بکنی میگن استغفرالله و البته بیشتر سعی میکنند ادای مردم سایر کشورها به خصوص آمریکا و اروپا رو در بیارند و بگن مثلا ما خیلی باکلاسیم مثل یه آمریکایی رک حرف میزنند ولی وقتی طرف جوابشونو میده مثل یه اروپایی فکر میکنند و مثلا میگن طرف چطوری به خوش اجازه داد به من فلان حرفو بزنه یا مثلا تو عروسی لباسش از لباسهای قرن هجده نوزده فرانسوی ها بیشتر چین و پف داره بعد میاد وسط ترکی و عربی میرقصه بیا و تماشا کن سعی میکنه مثل یه اروپایی خودشو مبادی آداب نشون بده ولی ۵دقیقه که گذشت آنچنان چرت و پرت میگه و مسخره بازی در میاره که آدم به عقلش شک میکنه میخواد مثل آمریکایی ها لخت بیاد تو خیابان ولی کسی هم حق نداشته باشه بهش نگاه کنه (از اینجا به بعد تفکر شرقی یا همون ایرانی غالبه ) میره تو عروسی مختلط میرقصه بعد شاکی میشه چرا پسره امد باهام رقصید میره پارتی شبونه با طرف دعواش میشه چرا تنت خورد به من .  تا حالا کسی بدون آرایش ندیدتش اما وقتی میخواد رژ بزنه میره تو اتاق که کسی نبینتش خلاصه هرچی از این حرفها بزنم کم گفتم عین این فیلم هندیا.... از عربستان تا ژاپن حاضرم شرط ببندم همه همینن خلاصه تو آدمهای آسیایی یه مشت مشخصه ی خاص تعریف نشده و جالب اینکه تمام تمدن تو همین آسیاست تمام مذهبها هم از همین آسیایی ها رفته بیرون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 18:20  توسط mitra  | 

شگفت انگیزها

ما آدم ها کلا موجودات عجیب و غریبی هستیم کارهایی رو میکنیم که هیچ بنی بشری تا حالا ازش سر نزده میگید چرا ؟ خب راستشو بخوای چرا نداره ما همینیم ولی حالا واسه خالی نبودن عریضه چندتاشو میگم

۱. ما آدم ها علاقه ی  زیادی  به استفاده از معکوس افعالی داریم که در موردمون اجرا میشه یعنی چی ؟ با یه مثال توضیح میدم اگه یه نفر شما رو خیلی دوست داشته باشه شما تقریبا هیچ میلی به برقراری ارتباط با طرف ندارید در عوض عاشق این هستید با ادمهایی ارتباط داشته باشید که نه تنها به شما محل سگ هم یه پاش میلنگه که بزارند هووچ که اصلا علاقه ای هم از خودشون نشون نمیدن تازه با شما هم خیلی بد هستند  این یعنی اگه احترام بزاری بی احترامی می بینی اگه دوست داشته باشی تنفر می بینی یا یه خرده ورژن ملایم ترشو در کل هر کار خوبی برای دیگران انجام بدی کار بد دریافت میکنی

۲. آدمهای زیادی معتقدند که اگر مدام برای دیگران مرام بزاری مثلا کمکشون کنی مشکلاتشون حل بشه یا نه خیلی ساده تر از این حرفها فقط یه سری امکانات براشون فراهم کنی تا کارشون رو راحت تر انجام بدن این دیگران مورد نظر تصور می کنند که شخص شما بلا نسبت خر تشریف داره و تا میتونی باید ازش کار بکشی و سواستفاده بکنی حالا چرا ما آدمها بی دلیل  به چنین چیزی فکر میکنیم خودش جای بحث داره ولی همین آدمهای زیادی که در بالا اشاره کردم باز معتقدند که برای خر جلوه ندادن خودتون می تونید هر از گاهی در پوز طرف زده و درخواست طرف رو مبنی بر کمک رد کنید تا طرف بفهمه که خرها هم گاهی اوقات به صاحبانشون سواری نمی دهند

۳. اگر یک وسیله در دنیا باشه که آدمها از استفاده از اون سرباز میزنن همون آینه ی خودبینی است که شاید خیلی ها هم حتی ندونند که چی هست ممکنه تعجب کنید ولی باور کنید واقعیت داره اگه ما آدمها هر روز خودمون رو توی آینه میدیدیم هیچ وقت کار به اینجا نمی رسید ما آدمها فقط نشستیم مردم رو نگاه می کنیم و در موردشون قضاوت می کنیم ولی یه بار نشده خودمونو نگاه کنیم و در مورد خودمون قضاوت کنیم مثلا از حجاب دخترها تو خیابان ایراد می گیریم در حالی که خودمون کلاه به سر گذاشتیم یا از اینکه دوستمون به یه نفر دیگه نزدیک شده ناراحتیم در حالی که یادمون رفته خودمون یه روزی اونو تنها گذاشتیم و دقیقا زمانی که اون ما رو تنها گذاشت  ما به نفر دیگه نزدیک شدیم

چند روزه از این ماجراها سخت شگفت زده شدم علی الخصوص وقتی وبلاگ یکی از همین خوانندگان وبلاگم رو داشتم می خوندم مطلب قدیمی بود و تیکه اش تازه بود البته این مسائل تازه نیست من تازه دارم بهشون فکی می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 10:23  توسط mitra  | 

عاشقانه های میترا

شهرک دانشگاه

چیتگر

کوه

یه خیابان فرعی

باران

صدای رعد و برق

صدای ....

برف

مترو نمایشگاه

خانه ی هنرمندان

پیاده رو از مترو تا آخرین پل کاشانی

رصد

بستنی منصور

آریاشهر

یارک آریاشهر

قبرستان نزدیک دانشگاه

یارک کنار علوم

بازارچه دانشگاه

تابستان

سایت دانشگاه

یارک دانشگاه

پارک دانشجو

دانشگاه تهران خودمون

انقلاب ساعت هفت ونیم شب

مترو چیتگر

مترو اکباتان

مترو آریاشهر

دقیقا کنار دیوار رصدخانه نیاسر

پیتزا

هشت میلیمتری!

کلاس ۱۱۰ علوم (اگه اشتباه نکنم)

اتاق استاد مقدم (روز نمره گیری )

یه روز تعطیل توی دانشگاه

خیلی شب تو دانشگاه

موزه

منشور کوروش

فلافل

ذرت مکزیکی

دیگه یادم نمیاد ولی همشون یه خاطره مشترک سه روزه شد

 

پ ن: اگه متوجه نوشته ام نشدید به عقلتون شک نکنید احتمال بدید که شاید این یه مطلب از نوسنده برای خودش باشه که هیچ جا جاش نباشه بنویسه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 11:27  توسط mitra  | 

من وباهوش ترین دوستای دنیا

کجای دنیا سراغ داری طرف یه شبه الکترو مغناطیس بخونه بدون هیچ پس زمینه ی ذهنی و فرداش امتحان بده ؟

من و دوستام دانشجوهای ۲۰ ساله ای هستیم که کل ترم درس نمی خونیم نه اینکه تفریح کنیم نه اصلا ولی خب سر کلاسم نمیریم بعد آخر ترم تازه یادمون میوفته که جزوه بگیریم و خب حالا کتاب چیه؟داری؟ بده برم کپی کنم ببینم حل المسائلم داری ؟میشه بدی؟ .... خلاصه شب امتحان بالاخره این کتاب و جزوه و حل المسائل نصفه نیمه به دستممون میرسه و بسم الله حالا ببینیم موضوع چیه تازه اگه شب دورهم جمع بشیم که دیگه به مرحله ی بسم الله هم نمیرسه

حالا فرض کنید من با یا این اوصاف سه سال توی سخت ترین رشته ی دنیا دوام آوردم رشته ای که البته توی کشورهای پیشرفته فقط نوابغ جرات انتخابشو دارند 

و اینطوریه خودم در خودم در تعجب ام  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 14:4  توسط mitra  | 

وقتی میام بلاگفا رو باز می کنم انگار یکی مغزمو پاک می کنه نمی دونم کی ولی یکی حالا اگه همین الان از بلاگفا بیام بیرون و برم مثلا بخوام کلی چیزای جالب میاد تو ذهنم

همیشه مطالب جالب مغزمو نمی تونم بنویسم همون طوری که حرف های خوب رو نمی تونم بگم الان یه نفر اومد تمرکز مغزمو ریخت بهم ....اه همیشه وقتی نمی خوای یکی بیاد میاد وقتی میخوای بیاد , طرف نمیاد بهش میگن یه جورایی قانون مورفی مثل اینکه اگه دیرت شده باشه اتوبوس نمیاد تاکسی هم نمیاد اگه هم بیاد مسیر ترافیکه

داشتم چی میگفتم ..... آهان اینکه مطلبی تو ذهنم نمیاد خلاصه اوضاع بد بی ریخته این یارو بد زده تو کاسه کوزمون همین دیگه همین این

مگه میدونی کی رو میگم که تایید می کنی ؟

.

.

میدونی ؟

.

خب معلومه میدونی

ببین

حتی منم میدونم

ای خدا چی دارم میگم زدم جاده خاکی

پ ن : این هفته باید می رفتم کویر لامصب جور نشد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 15:55  توسط mitra  | 

گذري بر تاريخ ماده و نر گونه ايراني

آخ نگو

اين فيلم فارسي ها رو ديدي .... حال مي كنم مي بينم اصلا روحم شاد ميشه درسته يه خرده بي ادبانه شخصيت دختر جماعت رو ميارن پايين كاملا تو چشم آدم ميكنن كه ما داريم از دخترها استفاده ي ابزاري ميكنيم ولي به جان خودت باز بهتره لااقل دلت خوشه موضوع اصلي فيلم سر يه دختره آره ميتوني يه نفس راحت بكشي

 ديدي جمع ميشن تو كافه دعوا ميكنن سر يه دختر بعد نوچه هاشونم ميوفتن به جون هم كافه رو سر هم خراب ميكنن آخ آخ يادش بخير

بچه كه بودم يه شعر ميخوندن

دلم تنگه واسه فيلم هاي فارسي       آهاي گل گفتي راستي

واسه سينما شلوغاش                     شباي جمعه و سينما شلوغاش

تو كافه ها بزن بزن ،                 همه دواها بود سر زن             

آخه جاي دعوا بود                    آرتيست از ما بود

خلاصه اينا شده بود براي ما رويا كه يه شب بريم سينما سينما صف باشه (البته يه بار اينطوري شده فيلم كلاه قرمزي ولي قبل از خوندن اين آهنگ بود) بعد از كنار يه كافه رد بشیم توش دعوا باشه

از اون تاريخ (يعني شنيدن آهنگ مذبور)هرچه ديديم برعكس بود سينما كه خلوت بود يادمه يه زماني مدرسه مون روبه روي يه سينما بود كه سينما داراش عموي دوستم بودند ميرفتيم سينما هر فيلمي كه ميخواستيم رو ميرفتيم ميديديم از بس سينما شون خلوت بود بگذريم دعوا سر دختر اونم تو كافه دقيقا شد دعوا سر پسر اونم تو مدرسه جا داره اينجا ذكر كنم يه بار سر يه پسر ناظم مدرسه هم به علت دخالت در دعوا كتك خورد . و خلاصه اين طوري شده كه زمونه برعكس شده اين روزها انقدر دختره دنبال پسره راه ميوفته و انقدر ناز ونوازش هدیه و  جون وفربون و شماره و اين حرفا كه پسر بدبخت توهم ميزنه كه عاشقش شده يعني توهم ميزنه كافيه خدایی نکرده  این توهم بپره اون وقته كه مي بينه چه كلاه گشادي تا سر زانوهاش كشيده شده و اينطوري ميشه كه اين جماعت نرگونه یهو توهمشون میزنه بالا پررو شده و درمجلس چند همسري را تصويب مي كنند جالب اينجاست گونه ي ماده هم تاييد ميكند

البته من كه ميدانم همه اش تقصير جنگ است كه اين توازن را به هم زد البته ميگن اون موقع هم مردم را توليد اين اين جونور هاي نر و ماده تشويق ميكردند و همين شد كه اين شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 7:37  توسط mitra  | 

لطفا یک سرگرمی برای من پیدا کنید

وبلاگ اول: سرکوچه

«سر کوچه» شش هفت روز برای گازکشی و این‌جور کارها بسته است پیشاپیش از این بابت که نمی‌توانید موتورهایتان را در این مدت اینجا پارک کنید پوزش می‌خواهیم. اونجا پارک کنید.

دقیقا نگفتی کجا این لگن رو پارک کنم . بعد هم وعده سر خرمن میدی لوله که لوله است من بودم تا الان پالایشگاه زده بودم سرکوچه بلد نیستی دیگه آقا .... بلد نیستی ببینم پارتی داشتی تو اداره گاز  رات دادن

خب وبلاگ دوم توکای مقدس

هنوز همون مطلب قبلی

شما هم مارو ترکوندی با این مطلب گذاشتنت

وبلاگ مهمانسرای دودنیا

به روز نشده

وبلاگ غریبه آشنا

خیلی عاشقانه اس با روحیاتم سازگار نیست

وبلاگ مکافات

چش بسته میخونم آخه به من ربطی نداره

وبلاگ مرگ سکوت

اینم چش بسته میخونم ولی نه اون دلیل قبلی

وبلاگ خرثوم

چی بگم والا... می نویسه دیگه

وبلگ تنهایی پر هیاهو

انقدر هیاهوش زیاده دوبار دوبار میخونم

فیس بوک

از یونی باز نمیکنه مگر اینکه لپ تاب باشه که اونم نیست

موسیو گلابی

فیلتر

صید قزل آلا در اینترنت

همش تبلیغاته دیگه باهاش حال نمیکنم

سگ وبگرد

بست رفت

....

دیگه چی مونده؟

لطفا پیشنهاد بدید من اگه خدایی نکرده رفتم اینترنت چیکار کنم ؟

البته یه خرده تقصیر خودمه کار علمی نمیکنم وگرنه اون بود ولی من حالشو ندارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 10:31  توسط mitra  | 

باید ها و نباید ها

مامانم همیشه میگه

هیچی بایدی وجود نداره تنهاباید مرگه همه ی ما یه روز می میریم

 

گاهی وقتها از بعضی آدم ها انتظار دارم فکر میکنم وقتی واسه من اهمیت دارند منم باید واسه اونا اهمیت داشته باشم اما متاسفانه هیچ بایدی وجود نداره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 19:17  توسط mitra  | 

هنوز درست نفهمیدم

دختران بزرگترین ساحران جهان اند

یا

پسران بزرگترین ساحران جهان اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 7:12  توسط mitra  | 

تهوع تو مایه های تولد بیست سالگی

چرا همه چیز به هم ریخته

میشه یکی بگه اینجا چه خبره ؟

حالم از بیست سالگی بهم خورد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 18:15  توسط mitra  |