تبليغاتX
http://Devaneh.blogfa.com/ -

به تازگی بر پلی ایستاده ام

در شبی قهوه ای .

از دوردست هاآوازی به گوش می رسید:

قطرهای طلایی ، برجسته شد

برسطح لرزان .

قایق های ونیزی ، نورها ، موسیقی

مست به درون تاریکی شنا کرد ...

جان من ، سازی زهی

در دستانی نامرئی

برای خود در پاسخ می خواند آواز قایق های ونیزی را

ومی لرزید با رضایتی نمایشی .

-آیا کسی گوش می داد

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 5:16 توسط mitra |